تئودور نولدكه ( مترجم : عباس زرياب )

42

تاريخ ايرانيان و عربها در زمان ساسانيان ( فارسي )

آغاز كرد . هنگامى كه به اين كار سرگرم بود ، از سوى اردوان فرستاده‌اى با نامه بيامد . اردشير مردم « 1 » را جمع كرد و نامه را در حضور ايشان بخواند . در نامه نوشته بود : « تو از حدّ خود پاى فراتر نهادى و مرگ خود را پذيره شدى . اى كرد « 2 » پروردهء چادر كردان ! كه گفت تا تو تاج بر سر نهى و زمين‌هاى ديگران را بگيرى و بر پادشاهان و مردم آن سرورى كنى ؟ تو را كه گفت تا در دشت « 3 » . . . شهرى بسازى ؟ - مقصود شهر گور است - اگر ما تو را گذاشتيم كه آن را بسازى پس در دشتى بساز كه درازاى آن ده فرسنگ است و نام آن را هم رام اردشير « 4 » كن . » در نامه نوشته بود كه پادشاه اهواز « 5 » را فرستاده است تا او را در بند كرده بياورد . اردشير به اين نامه چنين پاسخ داد : « تاجى كه به سر دارم خداوند به من بخشيده است و نيز اوست كه مرا بر سرزمين‌هائى كه گرفته‌ام پادشاه كرده است و اوست كه مرا در كشتن فرمانروايان و پادشاهان يارى داده است . امّا اينكه گفته‌اى شهرى بسازم و نام آن را رام اردشير كنم ، اميدوارم پس از پيروزى بر تو سر تو و گنجينه‌هاى تو را به آتشكده‌اى كه در اردشيرخرّه ساخته‌ام بفرستم « 6 » . » پس اردشير به استخر رفت و ابرسام را در اردشيرخرّه گذاشت . چندى

--> آباذ ( با ياء و واو معلوم ) گرديد و امروز فيروزآباد است . تربال ظاهرا به معنى برج است ( ياقوت ج 3 ص 525 ؛ و ولّرس ج 1 ص 431 ؛ مسعودى ج 4 ص 78 و كتب لغت عربى ) . بناهائى كه اردشير در اين شهر كرده است در كارنامك نيز مذكور است ؛ ( رجوع شود به مسعودى ج 4 ص 78 و اصطخرى ص 124 در بالا ) . تصاوير آثار ساختمان‌هائى كه دست‌كم قسمتى از آن ممكن است از اردشير باشد در كتاب فلاندن ( تصوير 35 به بعد ) موجود است . ( 1 ) - مقصود از مردم در متن اين گزارش‌هاى مأخوذ از اصل فارسى بايد نجبا و اعيان باشد . معلوم است كه اين نامه‌ها و خطابه‌ها از اختراعات نويسندگان پهلوى است . ( 2 ) - كرد در اينجا به معنى مردم دور از فرهنگ استعمال شده است . بيانات هردت به ساكنان پارس در زمان اردشير هم منطبق مىگردد ( ج 1 ص 71 ) . ( 3 ) - طبرى نام آن را ذكر نكرده است . در نسخهء سپرنگر « حربونه » ( بدون نقطه ) آمده است . ( 4 ) - بيانى است از روى استهزا و طعن ؛ يعنى اگر گذاشتم مىتوانى مقاصد گزاف هوس‌آميز خود را اجرا كنى ، امّا نخواهم گذاشت . رام اردشير به معنى شاد اردشير است . ( 5 ) - خوزستان يا سوزيانا سرزمينى است واقع در مغرب پارس . ( براى نامهاى اين سرزمين رجوع شود به « گزارش‌هاى گوتينگن » سال 1874 شمارهء 8 ص 182 به بعد كه مطالب ديگرى بايد بر آن افزوده شود . براى شاهان دست‌نشاندهء آن رجوع شود به همان مقاله ص 191 به بعد ) . ( 6 ) - يعنى احتياجى نيست كه شهرى به نام خود بسازم ، زيرا چنين شهرى هم‌اكنون هست و